تبلیغات
یاران امام زمان
یاران امام زمان
برترین اعمال شیعیانمان، انتظار فرج است.
پیام مدیریت وبلاگ :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

rss

درباره ما
سلام
به وبلاگ خودتون خوش اومدین
امیدوارم که لحظات خوبی رو اینجا داشته باشین!
ممنون میشم اگه با نظرات قشنگتون منو در بهتر شدن وبلاگ یاری کنین
با تشکر یاران امام زمان
ایمیل مدیر وبلاگ
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
مطالب سایت را چگونه ارزیابی می كنید؟





نویسندگان
صفحات اضافی
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
  

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ



كد عكس تصادفی

كد تقویم


ساخت كد صوتی آنلاین




خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا
جستجو

پیوندهای روزانه
لینك دوستان
آخرین مطالب ارسالی

ولایتی: بیداری اسلامی درجهان اسلام الگو گرفته از ایران است

به گزارش شبکه ایران به نقل از ایرنا،علی اکبر ولایتی یکشنبه شب در آیین بزرگداشت روز دانشجو در جمع دانشجویان ایرانی مقیم دهلی نو با تشریح تاریخی اوضاع جهان اسلام در عصر معاصر اظهار داشت: وقوع انقلاب اسلامی و نفوذ فکر امام خمینی (ره) و آثار انقلاب اسلامی در جهان
عرب باعث شکل گیری مقاومت اسلامی در جنوب لبنان و پایه گذاری حماس و همچنین جنبش جهاد اسلامی و انتفاضه اول و دوم شد . ضمن اینکه این حرکت تاریخ ساز ( انقلاب اسلامی ) موجب بروز تحولات در جهان اسلام و بیداری اسلامی در منطقه خاور میانه و شمال آفریقا شد.
وی در ادامه گفت: آنچه که درجهان اسلام می گذرد، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است و در تاریخ اسلام اگر نتوانیم بگوییم که موضوعی بی نظیر است، اما بدون شک موضوعی کم نظیر خواهد بود.
وی گفت: این تحولات اتفاق مهمی است و همه آنچه که غربی ها و آمریکایی ها از زمان جمال عبدالناصر به شکل مخفیانه و بعد از ناصر بصورت آشکار در این مناطق ظرف مدت نیم قرن بدست آوردند، توسط جوانانی که اعتقاد به اسلام دارند از بین رفت.
وی افزود: بیداری اسلامی یعنی بازگشت به ارزش های اسلام، چرا که حاکمان کشورهای اسلامی، تمام راهها و الگو های غیر اسلامی را طی چند دهه تجربه کردند و در نهایت نیز با خواست مردم، با بازگشت به ارزش های اسلامی در جامعه مواجهه شدند.
وی گفت: امروز همه اقرار دارند آن چیزی که در جهان اسلام اتفاق افتاده، الگو گرفته از ایران است و این را مهم پنهان نمی کنند .
وی گفت: ایران تجربه 33 سال ایستادگی در برابر توطئه های بعد از انقلاب را دارد، شما ببیند در مصر چه می گذرد. چرا این روزها در مصر مردم را می کشند؟، جواب این سئوال این است که نظامیانی که جیره خوار آمریکاییان هستند، زمام امور را در دست دارند و می خواهند یک حسنی مبارک دیگر را بر سرکار بنشانند.
ولایتی همچنین با اشاره به این نکته که ایران در آینده نزدیک اجلاس جوانان بیداری اسلامی را با موضوع بیداری اسلامی برگزار خواهد کرد. گفت: اجلاس جوانان بیداری اسلامی در دهه اول بهمن ماه سال جاری با حضور یک هزار نفر از جوانان جهان اسلام و 600 نفر از دانشجویان ایرانی برگزار می شود.
گفتنی است دکتر ولایتی به دعوت دانشگاه علیگرهند برای رونمایی از یک نسخه نفیس از نهج البلاغه که در قرن ششم نوشته شده به کشور هند سفر کرده است.

موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,

انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در حرکت بیداری جهان اسلام به شمار می رود

 این حرکت که در تاریخ معاصر از سوی شخصیت هایی چون سیدجمال الدین اسدآبادی آغاز شد، به مرور گسترش یافت و تحولاتی را در جهان اسلام به دنبال داشت. اما دگرگونی تعیین کننده و موثر در این جریان، انقلاب اسلامی ایران بود که توانست روح عزت و شجاعت را به ملت های مظلوم تزریق کند و آگاهی آنان را نسبت به سیاست های قدرت های سلطه گر افزایش دهد..

انقلاب اسلامی، جهان اسلام را از انفعال خارج کرد  

انقلاب اسلامی با طرح نظریه ها و ابتکاراتی چون نوع حکومت اسلامی، ولایت فقیه و مردم سالاری دینی، جهان اسلام را از حالت انفعالی در مقابل دنیای غرب خارج کرد . بعد از بعثت پیامبر(ص) جامعه عربستان که محل پیدایش اسلام بود، با یک تحول عظیم و بی نظیر مواجه شد و مردم از حالت بدوی به دوره تمدن اسلامی پا گذاشتند و با گذشت زمان علم و اندیشه و معنویت در جوامع اسلامی رونق یافت و در قرن ۴ و ۵ به اوج رسید. پس از این دوران شکوهمند، شاهد افت و خمودی و رکود در میان جوامع اسلامی هستیم و تا زمان بروز جنگ های صلیبی و زوال خلافت عثمانی این رکود را مشاهده می کنیم تصریح کرد: تفاوت عمده حرکت های صد ساله اخیر چه در داخل کشور و چه خارج از کشور این بود که هر حرکتی که ناشی از اندیشه ها و باورهای دینی مردم بود توانست در حیات اجتماعی و سیاسی جوامع سنتی نقش ایفا کند.  انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب الجزایر هر کدام با رویکرد خاص به وجود آمدند. انقلاب فرانسه بیشتر جنبه مبارزه علیه بورژوازی داشت و علیه ظلم و ستم در آن جنگیده می شد و در نهایت منجر به خلع لویی شانزدهم از قدرت شد. این انقلاب در ۱۰ سال اول دچار هرج و مرج شد و نتوانست آ ن طور که باید و شاید به اهداف خود دست یابد. در انقلاب الجزایر نیز اگرچه دین نقش داشته ولی نقشی ابزاری بوده است. اندیشمندان و صاحب نظران، انقلاب ایران را به عنوان انقلابی مبتنی بر باورها و اعتقادات دینی مردم معرفی می کنند. با گذشت انقلاب اسلامی و شروع دوران تک قطبی که جهان را به صورت تک قطبی می انگاشت، نظریه معتقد به نظام تک قطبی با انقلاب اسلامی دچار چالش شد. در بحث مدرنیته نیز تلقی غرب و اندیشمندان این بود که یک جامعه نمی تواند هم مدرن باشد و هم دینی. انقلاب اسلامی ایران و نظام اسلامی ایران خط بطلانی بر این نظریه نیز به شمار می رود. با پیروزی انقلاب اسلامی نهضت های گوناگونی در جاهای مختلف دنیا از جمله سودان، لبنان، فلسطین و الجزایر به وجود آمد و از انقلاب اسلامی ایران درس گرفتند. تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، جوامع اسلامی حالت تدافعی داشتند. دنیای غرب در حال مبارزه با جهان اسلام بود. انقلاب ایران با طرح نظریه ها و ابتکاراتی چون نوع حکومت اسلامی، ولایت فقیه، مردمسالاری دینی و به وجود آوردن مجمع تقریب، جهان اسلام را از این انفعال خارج کرد.



انقلاب اسلامی ایران موج جدیدی از بیداری اسلامی ایجاد کرد


وقوع انقلاب اسلامی باعث شکل گیری موج جدیدی از بیداری اسلامی است. عبدالمجید شرفی در کتاب خود با عنوان مستقبل الاسلام فی الغرب و الشرق به گفت وگو با هافمن اسلام شناس آلمانی می پردازد و در این گفت وگوها نکاتی قابل دریافت است. شرفی می گوید جهان اسلام قرن هاست دچار رکود شده و هیچ امیدی به آینده وجود ندارد و باید منتظر رستاخیز بود. اصلا هیچ گونه اجماعی بر سر مسائل مرتبط با سیاست و قانون وجود ندارد و اسلام در برابر تحولات سریع مدرنیته ضعف دارد و ضعیف شده است. فضای ترسیمی هافمن نیز فضای قابل تاملی است. او می گوید جهل و کم سوادی در جهان اسلام وجود دارد و زنان به عنوان جنس دوم در آن مطرح هستند. قطعا انقلاب اسلامی توانسته این فضا را تغییر دهد. انقلاب صنعتی، کشف نفت و حضور صهیونیست ها در خاورمیانه و حمله ناپلئون به مصر باعث می شود مسلمانان متوجه خطرات تمدن غرب بشوند. برای مقابله با این تهدیدات راه حل هایی ارائه شد که هیچ کدام نتوانست به نتیجه برسد و به نوعی باعث تنش گسترده در جهان اسلام شد و متصدیان احساس کردند با خطر فروپاشی نهضت اسلامی روبه رو هستند و لذا جنبش های مذهبی و سیاسی پس از ناکامی دولت عثمانی شکل گرفتند. نحله های گوناگونی پس از بیداری جهان اسلام شکل گرفت. شکل اول این نحله ها ماهیتی غرب گرا دارند و منشاء آن اعزام افرادی برای تحصیل و یادگیری اصول نظامی از غرب توسط دولت عثمانی بود. هم چنین حمله ناپلئون به مصر و نشاندن محمد علی پاشا به جای قدرتمندان محلی منصوب دولت عثمانی نیز باعث به تخت نشاندن شخصیت های غربی بود. خاطرنشان کرد: از این رو جریان حمله به میراث عربی و ورود واژگان جدید غربی همچون ناسیونالیسم رواج می یابد. در این دوران انواع عربگرایی شکل گرفت که عرب گرایی تندرو، عرب گرایی لیبرال، عرب گرایی ناصری و عرب گرایی بعثی و جنبش ملی گرایی دانشجویان فلسطینی در دانشگاه بیروت از این جمله به شمار می روند. وی افزود: نحله دیگر، نحله اسلام گرایی به رهبری سید جمال الدین اسدآبادی است. شاگردان او از جمله محمد عبده و حسن البناء که موسس اخوان المسلمین است نیز در این نحله جای می گیرند. وی تصریح کرد: وقوع انقلاب اسلامی باعث شکل گیری موج جدیدی از بیداری اسلامی است. از این به بعد شاهد هستیم که نحله های فکری خود را بازسازی کردند و نحله های جدیدتری نیز شکل گرفتند. جنبشهای آزادی بخش و هم چنین جنبشهای اسلامی در کشورهایی چون مصر، عربستان، سوریه، عراق، اندونزی و کشورهای حاشیه خلیج فارس متاثر از انقلاب اسلامی ایران هستند. انقلاب اسلامی ایران با تغذیه فکری سیاسی و فرهنگی، تقویت روحی و روانی، ایجاد اطمینان به پیروزی و انتقال روشهای مبارزاتی توانسته بر جنبش های معاصر اعم از اسلامی و آزادی بخش تاثیر بگذارد.

انقلاب اسلامی غرور و عزت مسلمانان را افزایش داد


دمیده شدن روح جدید در جهان اسلام، ایجاد عزت نفس و غرور ملی و ایجاد فضای اخوت و برادری میان مسلمانان از جمله تاثیرات ماندگار و کلان انقلاب اسلامی بر جهان عرب بوده است. اسلام گراها به دو دسته سنتی و روشنفکری دینی تقسیم می شوند. گرایش سنتی به ۵ گروه تقسیم می شود که عبارتند از: رویکرد تشکیلاتی، رویکرد اصلاح طلبانه، رویکرد سلفی، رویکرد انقلابی و رویکرد فقهی. رویکرد اسلامی معتقد است دنیای اسلام باید به آموزه های اسلام اولیه برگردد. در مقابل این دیدگاه غیر اسلام گراها معتقدند که خیلی نمی توان از اسلام برای جهان امروز بهره برد و اسلام دینی برای آخرت است. متفکران غیر اسلام گرا در جهان عرب به دو دسته سکولار و مارکسیست تقسیم می شوند. اسلام گراهای روشنفکر در جهان عرب را می توان به سه رویکرد تقسیم کرد که عبارتند از رویکرد فلسفی، رویکرد اندیشه ای و رویکرد فرهنگی و تبلیغی. در رویکرد فلسفی می توان به افرادی چون حسن حنفی، محمد عابد الجابری و ابوزید اشاره کرد. در میان متفکران رویکرد اندیشه ای راشد الغنوشی را می توان برشمرد. معتقدان به این رویکرد برخلاف متفکران خیلی به مباحث پایه نمی پردازند و طرح مسائل هنجاری را در دستور کار خود قرار می دهند. در میان متفکران غیر اسلام گرای سکولار نیز می توان همین تقسیم بندی را مشاهده کرد. آن ها نیز به سه رویکرد فلسفی، اندیشه ای و فرهنگی- تبلیغی قابل تقسیم هستند که در طیف فرهنگی و تبلیغی می توان به روزنامه نگاران اشاره کرد. تاثیر انقلاب اسلامی بر متفکران جهان عرب می توان علاوه بر خود پدیده انقلاب اسلامی به سه دوره سال های۵۷ تا ۶۷، ۶۷ تا ۷۷ و ۷۷ تا ۸۷ اشاره کرد که هر دوره تاثیر خاص خود را بر متفکران جهان عرب داشته است. انقلاب اسلامی ایران دو تاثیر کلان و خاص بر متفکران جهان عرب بر جای گذارد. تاثیرات کلان تاثیراتی است که هنوز هم در میان آن ها باقی مانده است. دمیده شدن روح جدید در جهان اسلام، ایجاد عزت نفس و غرور ملی، کاستن از احساس تحقیر مسلمانان در مقابل دنیای غرب، ایجاد فضای اخوت و برادری میان مسلمانان، ایجاد امید به آینده در میان مسلمانان برای ایجاد تمدن اسلامی و پررنگ شدن نقش دین در روابط بین الملل از جمله تاثیرات ماندگار و کلان انقلاب اسلامی بر جهان عرب بوده است.

رهبر انقلاب اسلامی ایران در موقعیت‌های مختلف، سخنان بسیاری درباره‌ی بیداری اسلامی بیان كرده‌اند. با توجه به خلأهایی كه در جهان اسلام وجود دارد، به نظر شما این سخنان چه تأثیری بر جهان اسلام و بر كشورهای مختلف گذاشته است؟
شكی نیست كه اولاً از نوشته‌ها و صحبت‌های مقام معظم رهبری درباره‌ی بیداری اسلامی، به‌ویژه در كشورهایی استقبال زیادی می‌شود كه نوعی هم‌زبانی و اشتراك زبانی دارند. البته كشورهای عربی وضعیت دیگری دارند. این سخنان در برخی كشورهای عربی به خاطر حكومت‌ها و نظام‌های حاكم بر آنها كمتر انعكاس خواهد داشت، اما به‌طور كلی موضع‌گیری‌ها و سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در قضایای بیداری اسلامی برای نسل جوان جذاب بوده است. لذا دائماً صحبت‌های ایشان را دنبال می‌كنند و از آن اثر می‌پذیرند.شما می‌بینید كه خیزش‌هایی در جهان اسلام و به‌خصوص در دنیای عرب صورت گرفته است و این آغاز یك مرحله‌ی جدید است. دیدگاه‌های ایشان نیز در مسائل فكری و اعتقادی و هم در مسائل سیاسی و بین‌المللی فضا را بسیار تغییر داده است.

اما موضع‌گیری‌ها و سخنان مقام معظم رهبری در قبال استكبار جهانی و صهیونیست‌ها راه خود را در بین نسل جوان باز كرده است؛ اگرچه فكر می‌كنم كه هنوز هم جا برای كار وجود دارد تا گروه‌های مختلف دیگر و مخصوصاً در جهان اسلام و عرب، آشنایی بیشتری با افكار و دیدگاه‌های ایشان پیدا كنند. ناگفته نماند كه یك جریان تبلیغات غرض‌ورزانه و دشمنانه‌ی مذهبی و فرقه‌ای علیه ایشان وجود دارد و این هدف را دنبال می‌كند كه اكثر دیدگاه‌های ایشان در مسائل مختلف روشن نشود. لذا با در نظر داشتن وضعیت فعلی، نیاز به روشنگری بیشتر و تبلیغات جدید و جدی وجود دارد تا مسلمانان و به‌ویژه جوانان جهان عرب بفهمند كه پیوند عمیقی میان خواسته‌های آنها و پیشینه‌ی تاریخی انقلاب اسلامی ایران برقرار است.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر این نكته تأكید داشته‌اند كه مردم باید در این تحولات جدید مراقب باشند تا استعمار با چهره‌ای جدید و لباسی مزورانه وارد نشود. اكنون این نیازِ هست كه یك الگوی مناسب از حكومت اسلامی تعریف و تبیین گردد. ضمن این‌كه ایشان تأكید دارند كه باید تفاوت بین دموكراسی غربی و دموكراسی لیبرالی و مردم‌سالاری دینی ایجاد شود. فكر می‌كنید در فضای جهان اسلام چقدر این نیاز را حس می‌كنند و می‌توانند این پیشنهاد و تجربه‌ی جمهوری اسلامی را به كار ببندند؟
اكنون ما در موقعیتی هستیم كه سكولاریسم و لیبرال‌دموكراسی شكست خورده است و دیگر در تمام دنیا و به‌خصوص در دنیای اسلام و جهان عرب جذابیتی ندارد. در بحث الگو اما، این «مردم‌سالاری دینی» كه مد نظر است، باید بیشتر تبیین گردد و توضیح داده شود. همه باید بفهمند كه در این‌جا چه می‌گذرد، زیرا این احتمال وجود دارد كه در فضای غبارآلود تبلیغاتی، بسیاری از حقایق روشن نشود. البته به هر حال پذیرش و تقاضا برای الگوی مردم‌سالاری دینی كه در جمهوری اسلامی وجود دارد، زیاد خواهد شد و این غبارهای تبلیغاتی زودگذر است.

اما هنوز نیز پس از این خیزش‌ها، جهان اسلام و عرب در یك مرحله‌ی گذرا قرار دارد؛ مرحله‌ای كه آثار و مخلفات گذشته را سپری كرده و نیاز به گذشت زمان دارد. لذا كار و تبلیغات بیشتری ضرورت دارد و نیز نیاز به تأكید بر پیوندهای عمیقی كه وجود دارد. ما امیدواریم این مطالبی كه مقام معظم رهبری به آنها اشاره كردند، به‌زودی تحقق یابد.


امكان قطع ارتباط ایران با بیداری اسلامی وجود ندارد


دشمنان ما خوب می‌دانند كه امكان قطع‌ كردن ارتباط ایران با جریان بیداری اسلامی را ندارند. بنابراین می‌كوشند بین كشورهای اسلامی تفرقه و اختلاف بیندازند. دشمنان ما دنبال تفرقه‌افكنی بین مسلمانان هستند، اما سران دین و سران مكتب تشیع و خود اهل‌بیت علیهم‌السلام سیره‌شان این نبوده كه به‌ دنبال شیعه‌ كردن سنی‌ها باشند. امروز هم علمای شیعه به دنبال این كار نیستند.
عبارت «بیداری اسلامی» كه رهبر معظم انقلاب آن را به كار برده‌اند، از بار محتوایی خاصی در میان واژگان ایشان برخوردار است. انقلاب‌های امروز منطقه، نه‌تنها انقلاب و بیداری شیعی نیست، بلكه قرار هم نیست كه مدل حكومتی آنان بر پایه‌ی تفكرات شیعی بنا شود و از بیرون این كشورها هدایت گردد. البته آن‌چه كه لرزه بر اندام تمام دشمنان انداخته، این است كه امروزه امت اسلامی به بیداری‌بخشی، آگاهی‌بخشی و هدایت‌گر بودن نهضت پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پی‌برده است. آگاهی‌بخشی و بیدار كردن مردم از غفلت و حركت برای سعادت و كسب رضایت خداوند متعال، اساس نزول وحی و بعثت انبیاء علیهم‌السلام است و این عنصر را باید در عمق اسلام و قرآن جست‌وجو كرد.پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در آن زمان و در آن شرایط سخت جزیرة‌العرب، یك هویت معنوی و اسلامی برای بشر ایجاد كردند. این هویت مردم مسلمان را به جایی رساندند كه سرور عالَم شدند؛ تا جایی كه حتی بخش عمده‌‌ای از جامعه‌ی اسلامی امروز نیز متأثر از آن حركت است. از این رو اعتبار، منزلت و عظمت بیداری اسلامی متعلق به اسلام است.

20 هزار مسلمان در ارتش فرانسه روزه می گیرند

ارتش فرانسه نخستین ارتش کشور اروپاییبه شمار میرود که بیش از 20 هزار مسلمان را در خود جایی داده است، به همین دلیل وزارت دفاع فرانسه با انتصاب تعداد جدیدی راهنمای دینی مسلمانان در ارتش این کشور موافقت کرده است. ژنرال جاوید دیوید، یکی از فرمانده هان وزارت دفاع فرانسه در اظهارات مطبوعاتی گفت: این وزارتخانه با انتصاب تعدادی راهنمای دینی موافق است و سربازان مسلمان فرانسوی این حق را دارند که بر اساس آداب دین خود روزه بگیرند. ژنرال تأکید کرد، سربازان مسلمان ارتش در ماه رمضان به خاطر آموزه های سنگین روزانه شدت گرما را بیشتر احساس می کنند ولی نتیجه حضور راهنماهای دینی مسلمانان در کنار آنها در اردوگاه ها بدون شک تابستان را برای آنها آسان خواهد کرد

سه شاخه عمده در بیداری اسلامی ملت ها :

آنچه در مصر اتفاق افتاد ، آنچه در تونس اتفاق افتاد ، آنچه در شمال آفریقا اتفاق افتاد ، این بیداری عظیمی که در کشورهای  اسلامی اتفاق افتاده است ، از آن حوادثی است که گاهی دو یا سه قرن می گذرد تا یک چنین حادثه ای به وجود بیاید از آن حواث بسیار مهم و تأثیر گذار و تاریخ ساز است و نظام سلطه آمریکایی شیطان بزرگ تلاش می کنند که نگذارند این پیروزی به کام مردم شیرین باشند و باید ما ملت های مسلمان بیدار باشیم به ندای قرآن که به ما صبر و استقامت می دهدکه بدون شک همیشه پیروزیم.

اگر جمهوری اسلامی در برابر انور سادات و حسنی مبارك موضع می‌گرفت، به این خاطر بود كه این‌ها عزت اسلامی را به پای جریان فتنه و فساد صهیونیستی قربانی كردند. اما وقتی غیرت دینی مردم مصر به جوش آمد و خودشان وارد میدان شدند و بر اساس اسلام عمل كردند همان شعارهایی محقق شد كه شعارهای اساسی انقلاب اسلامی بود.


موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,

خبرگزاری فدک: معاون جامعه و نظام جامعه مدرسین در ‌یادداشتی به “نقش انقلاب اسلامی در بیداری اسلامی ‌و ضرورت ایفای نقش تاثیر‌گذار روحانیت” پرداخته است.
به گزارش فدک، آیت‌الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری با ارسال یادداشتی به خبرگزاری فارس به “‌نقش انقلاب اسلامی در بیداری اسلامی و ضرورت ایفای نقش تاثیر گذار روحانیت ” پرداخته است که متن آن در ذیل می‌‌آید:

بیداری اسلامی به مجموعه تحولات فکری، اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی در جهت بازگشت به حاکمیت قرآن، سنّت و ارزش‌های اسلامی در زندگی سیاسی و اجتماعی و ساخت تمدن اسلامی اطلاق می‌شود.

موج بیداری اسلامی در اثر حرکت مصلحان بزرگ دینی در مصر شکل گرفت و تداوم یافت و در سایر کشورهای عربی و اسلامی نیز رونق گرفت و امروزه ما تاثیرات آن را در سطح بین‌المللی شاهد هستیم.

با این وصف اگرچه از آغاز حرکت بیداری اسلامی بیش از دو قرن می‌گذرد اما بنابر علل و عوامل متعددی نتیجه بخش نبوده است و همواره سایه سنگین استبداد، استعمار و خودباختگی در مقابل راه‌حل‌های وارداتی شرقی و غربی منطقه خاورمیانه اسلامی را به مثابه‌‌ یک وابسته به بلوک غرب و شرق و عقب‌مانده تبدیل و استیلای صهیونیسم بین‌الملل و غصب فلسطین را نیز در پی داشته است.

شاید علل و عوامل ناکامی حرکت بیداری اسلامی در گذشته به این دلیل باشد: خودباختگی در برابر توسعه پرشتاب فناوری، صنعت، علوم و دستاوردهای مادی مغرب زمین، تحصیل‌کردگان غربی و شرقی که بر مصادر امور مسلمانان مسلط بودند، قدرت نظامی غرب و شرق، جنگ‌های خانمان‌سوز و حکومت‌های وابسته به بلوک غرب و شرق،‌ استیلای روحیه یأس و ناامیدی بر افکار عمومی مسلمانان در امکان تغییر و تحول بنیادی، دلبستگی به مکاتب، تفکرات و احزاب غربی و شرقی یا التقاطی برای هرگونه تغییر و تحول و یا حرکت انقلابی و ایدئولوژی سازش با حکومت‌های جائر بر پایه فقه اهل سنت و خلاف به نحوی که اطاعت از حاکم جائر را واجب می‌دانستند.

در این بین حرکت انقلابی ملت ایران به رهبری معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران روحیه خودباوری، دین‌باوری، استقلال‌خواهی، آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی ملت‌ها را زنده نمود.

در ایران اسلامی، در واقع حرکت بیداری اسلامی با پیروزی انقلاب اسلامی به ثمر نشست و مطالبات متراکم دو قرن ملت‌های اسلامی را تحقق بخشید و نهضت بیداری اسلامی در انقلاب اسلامی بازسازی شد.

عوامل رشد مجدد بیداری اسلامی بر پایه انقلاب اسلامی بدین قرار است: روحیه آزادی‌خواهی، استقلال‌طلبی، عدالت‌خواهی و دین‌باوری ملت مسلمان ایران، اتکای پیروزی انقلاب اسلامی به آموزه‌های دینی و رهبری الهی و بدون وابستگی به قدرت‌های غرب و شرق، استکبار‌ستیزی انقلاب اسلامی که در شعار «آمریکا شیطان بزرگ است» و «اسرائیل باید از بین برود» متبلور است، رشد و پیشرفت و شکوفایی اقتصادی و علمی بر پایه مدل حکومت دینی، شکل‌گیری نظام اسلامی بر پایه مردم‌سالاری اسلامی و انتخابات واقعی، ایستادگی و حماسه‌آفرینی در دفاع از وحدت و تمامیت ارضی در حماسه هشت‌ سال دفاع مقدس در برابر قدرت‌های غرب و شرق و حضور در صحنه نظام و ملت در دفاع از آرمان فلسطین و مسلمانان جهان.

در تداوم مسیر پیشرفت پرشتاب ملت ایران و الگوگیری نهضت‌ها و ملت‌های منطقه و تولد حزب‌الله لبنان و موفقیت‌های بی‌شمار مقاومت اسلامی در لبنان در عرصه اخراج اشغالگران صهیونیسم در لبنان و شکست ارتش اسطوره‌ای صهیونیست که هیچگاه در تاریخ خود تجربه شکست نداشته است، آن هم در مقابل یک حرکت مردمی الهام گرفته از انقلاب اسلامی افکار عمومی مردم منطقه خاورمیانه متوجه این پدیده نوظهور و شخصیت آرمانی و الهی سید حسن نصرا… شد.

آنگاه که حزب‌ا… لبنان و مقاومت پیروز اسلامی بر اساس آموزه عاشورا و پیروی از ولایت فقیه حماسه مقاومت ۳۳ روزه را آفرید و ارتش صهیونیسم با خفت اعلام شکست نمود، «یهودالمرت» نخست‌وزیر شکست خورده صهیونیست‌ها اعلام کرد مرزهای ایران به غزه رسیده است.

علاوه بر تجربه حزب‌الله شیعه لبنان، در حرکت سنی حماس باز تولید شد و حماسه ۲۲ روزه مقاومت غزه پرونده شکست اسرائیلی‌ها را سنگین و عصر پیروزی‌های امت اسلامی و شمارش معکوس نابودی اسرائیل آغاز شد.

این رویدادها در حالی اتفاق افتاد که ملت‌های منطقه یکپارچه در مقابل آمریکای مستکبر و صهیونیسم بین‌الملل ایستاده و به روش‌های گوناگون تنفّر خود را از دیکتاتوری نظام سلطه و دیکتاتوری بین‌المللی آمریکایی ابراز می‌کردند.

طبیعی است در چنین شرایطی دیگر رژیم‌های دست‌نشانده استکبار در برابر انباشت متراکم مطالبات به حق ملت‌ها و فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و موج بیداری واقعی ملت‌ها کاری از پیش نمی‌بردند.

قابل پیش‌بینی بود که فریاد استقلال، آزادی‌خواهی، عدالت‌طلبی، استکبار‌ستیزی، اسلام‌خواهی و عزت‌طلبی ملت‌ها دیگر جایی برای گستراندن بساط رژیم‌های استبدادی و عرض اندام مستکبران در منطقه نگذارد و این اتفاق مبارکی است که جرقه آن با انقلاب مردم تونس شعله‌ور شد و تحول‌های بزرگ به ویژه در مصر، یمن، بحرین و لیبی به مثابه‌ی نشان تولد دوباره ملت‌ها نوید طوفان بزرگی را می‌دهد.

رهبری معظم انقلاب اسلامی در این زمینه فرمودند: «حوادثی که اخیرا در منطقه اتفاق افتاده است؛ حوادث مصر، تونس، لیبی و بحرین حوادث بسیار مهمی است،‌یک تحول بنیادی در این منطقه اسلامی و عربی انجام می‌گیرد، این نشانه بیداری امت اسلام است؛ همین چیزی است که ده‌ها سال است شعار آن در جمهوری اسلامی داده می‌شود، امروز در متن زندگی این کشورها دارد خود را نشان می‌دهد.»

اینک با رشد تصاعدی حرکت ملت‌های منطقه باید قرن ۲۱ را قرن ملت‌ها، پایان سلطه، حاکمیت دولت‌های مستکبر و افول دیکتاتوری بین‌الملل آمریکا دانست؛ دیگر تمدن غربی در مناسبات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی حرف اول را نمی‌زند، بلکه در برابر ابتکار عمل ملت‌ها منفعلانه و به تعبیر نغز رهبری به مثابه‌ی یک (بیمار پیش فعال) به تکاپو افتاده است تا در برابر اقتدار منطقه‌ای ملت ایران و حرکت بیداری اسلامی واکنش نشان دهد.

آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی جدی برای مصادره خیزش عظیم بیداری اسلامی و بدل‌سازی در برابر انقلاب اسلامی با یک حرکت آمریکایی، صهیونیستی در سوریه دست زده‌اند؛ در لیبی با حمله نظامی و تشکیل شورای انتقالی وابسته تلاش می‌کنند در مناسبات قدرت تأثیرگذار باشند.

در مصر آمریکائی‌ها از سویی تلاش می‌کنند ساختار ارتش مصر و معاهده‌هایی که به سود اسرائیل است نظیر کمپ‌دیوید را حفظ کنند و از سویی دیگر با ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی اختلاف سنی، شیعی را دامن می‌زنند و از آنجا که از تکرار تجربه عراق به وسیله صندوق رأی بیمناکند، برای به تأخیر افتادن انتخابات پارلمانی مهر آینده تلاش فوق‌العاده‌‌ای را آغاز کرده‌اند.

از سوی دیگر ضمن تقویت احزاب لیبرال و قوم‌گرا تلاش وافری را برای نفوذ در اخوان‌المسلمین از طریق مذاکره با اخوان‌المسلمین آغاز کرده‌اند.

در یمن شورای همکاری‌های خلیج فارس را به میدان آورده‌اند تا حیاط خلوت وهابی‌ها به حزب‌الله دوم تبدیل نشود.

طرفه آنکه در بحرین آمریکائی‌ها، انگلیسی‌ها و کشورهای غربی با امیر بحرین همزمان با گفتگوی به اصطلاح ملی بحرین دیدار داشتند و بحرین را کشور دوم بلکه کشور خود نامیدند و آماده هر‌گونه جانفشانی برای حفظ دولت بحرین شدند و پیشنهاد تشکیل مجلس اتباع کشورهای دیگر مقیم بحرین را به عنوان بازوی مشورتی خلیفه و سرمایه‌گذاری در بحرین اعلام نمودند و علیه روند دموکراسی و هر کس یک رأی در بحرین، مدعیان دموکراسی صف‌آرایی کردند.

به هر جهت در چنین شرایطی با توجه به عوامل زیر، شناخت حرکت بیداری اسلامی و تلاش در جهت تأثیرگذاری، هدایت و رشد بیداری اسلامی توسط روحانیت و حوزه‌های علمیه ضرورت می‌یابد: ماهیت اسلامی حرکت بیداری ملت‌های منطقه، پیشتازی روحانیت شیعه در شکل‌گیری انقلاب اسلامی، انتقال تجربه نهضت امام و ۳۲ سال مقاومت ملت ایران در برابر توطئه‌های داخلی و خارجی، رشد و پیشرفت بر مبنای آموزه‌های دینی؛ انتقال تجربه اجرای اسلام در صحنه زندگی، همچنین تبیین رهبری الهی و ولایت فقیه، تبیین ظلم‌ستیزی، استکبار‌ستیزی و ضرورت ایستادگی در برابر طاغوت و نظام‌های مستکبر بر پایه فقه اسلامی، تبیین لزوم وحدت اسلامی و کنترل اختلاف سنی و شیعی در وهله‌ی اول و سپس پیشبرد تفکر و تقریب بین مذاهب اسلامی، تبیین عوامل پیشرفت امت اسلامی با تمسک به هویت اسلامی، وحدت اسلامی، رهبری الهی و ایستادگی در مقابل دشمنان اسلام و صهیونیسم بین‌الملل؛ انتقال ظرفیت عظیم حوزه‌های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم در آموزش و پژوهش دینی.


موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,

 

نهضت های اسلامی و جریانهای فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامی، شعائر و شعارهای انقلابی ایران مانند جهاد، شهادت و ایثار را به عنوان اصول اساسی مبارزاتی خود پذیرفتند. پدیده انقلاب اسلامی پس از چند سده به شکل عملی و عینی، اسلام و جوامع اسلامی را از انزوا و سکون خارج کرد و مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانایی های خود آگاه کرد...

 

برای مشاهده كامل روی ادامه مطلب كلیك كنید.

 




 


موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,


در زمانه حاضر ایستادگی در برابر طاغوت سهم همه ماست چه با قلم، چه با دوربین، چه با سنگی که به سوی تانک های سعودی پرتاب می کنیم ... و اینها تقسیم مسئولیت های ماست که برگرفته از درس های عاشوراست و این روزها خوب با جان و دل درکش می کنیم.

فاطمه حسینی؛ درس های بسیاری در واقعه ی عاشورا نهفته است که در این نوشتار اندک نمی گنجد ولکن به صورت خلاصه و موجز به چند نکته ی آن اشاره خواهیم کرد.


برخی از سخنان مولا امام حسین (ع) با گوش هایمان آشناست اما کمتر مجالی پیش آمده که کمی عمیق تر به آن فکر کنیم. این سخنان سرشار از نکته ها و درس هایی پیرامون عدم ظلم پذیری، انسانیت، آزادگی، قیام جهت برپایی عدالت، توکل و امید به خداوند و پایداری تا آخرین نفس و قطره ی خون در راه حق است که بار دیگر آنها را با هم بازخوانی می کنیم.


امام حسین (ع)  به برادرشان محمد ابن حنفیه در مورد هدف قیام خود می نویسند:

... إنی لَم اَخرُج اَشَراً وَ لا بَطَرَاً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالماً و اِنَّما خَرَجتُ لِطلَب الِاصلاح فی اُمَّهِ جَدّی وأبی صلّی اللّهُ علیه و الهِ ،اُریدُ اَن امُرَ بالمَعروُفِ وَ اَنهی عَن المُنکَر وَ اسیرُ بسیرَه جِدّی وَاَبی ...
«من به منظور شرارت و قدرت طلبی و ظلم و تعدی قیام نمی کنم من فقط با هدف اصلاح در میان امت جدم قیام نموده ام ، و اراده ام جز امر به معروف و نهی از منکر نیست و راهم نیز راه جدم پیامبر و پدرم علی بن ابی طالب است ...»

روشن ترین پیامی که می شود از این سخن نورانی برداشت کرد ضرورت اقدام عملی به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر یعنی یکی از اجتماعی ترین واجبات دینی است که در زمان امام حسین (ع)، این فریضه در نفی، ایستادگی و قیام علیه حکومت نا حق یزید تجلی پیدا می کرد .چرا که حکومت یزید جدای از اینکه بر خلاف مفاد صلح امام حسن (ع) با معاویه برپا شده، علناً و آشکاراً حلال خداوند را حرام و حرام او را حلال شمرده و به فسق و فجور و فساد شهره بود. لذا حضرت حاضر نشد در مقابل این تجسم طاغوت زمان سر فرود آورده و با او بیعت نماید.

و این حرکت تاکید و تاییدی بر سخن رسول اکرم ص بود که فرمود:


مَن رَای سلطاناً جِائراً مستحِلاً لِحُرُم اَلله ...

هر کس پادشاه ستمکاری را ببیند که حرام های خدا را حلال شمارد و پیمان خدا را بشکند و مخالف سنت رسول خدا (ص) عمل کند و در میان بندگان خدا به گناه و ستم رفتار نماید او با گفتار و کردار خود آن را تغییر ندهد و در مقابل آن ستمکار نایستد بر خداست که او را با آن ظالم محشور گرداند . لذا امام حسین(ع) در مقابل این ظالم و ستمکار زمان ایستاده و علیه او به قیام بر می خیزد تا در میان امت جد خویش راه اصلاح را بگشاید.

و چه نیک این راه را گشود که هدف و شیوه و مرام او در طی ۱۴ قرن اسوه و نمونه ی قائمین علیه ظلم و استکبار و در یک کلام طاغوت گشت. هدف بودنِ امر به معروف و نهی از منکر برای برپایی احکام و شعائر اسلام در بسیاری از قیام های عصر حاضر از انقلاب اسلامی ایران گرفته تا انقلاب تونس و مصر و لیبی و بحرین و یمن متجلی است و این خود از تلاش این ملت ها در حین و پس از قیام و  به ثمر رسیدن انقلاب هایشان جهت برپا شدن احکام اسلام و برپایی حکومت اسلامی مشهود و نمودار است و این انقلاب ها خود تجلی کوچکی از درس های عاشورا و قیام امام حسین (ع)  هستند چرا که نقطه مشترک تمامی دولت های ظالم این کشور ها حلال کردن حرام های خداوند و حرام کردن حلال ها و ظلم و ستم بی حد به مردمان مسلمان این کشور ها و نشان دادن چهره ای غیر اسلامی از این امت ها و ملت ها و نیز سر خم کردن این حکومت های فاجر در مقابل طاغوت زمان بود و هست، پس مردمان غیور این کشور ها جهت اصلاح امت خویش قیام کرده و برای نیل به این هدف والای خود، خون های بسیار نثار کردند و این جاست که میتوان الگوگیری این نهضت ها را از قیام عاشورا بهتر درک کرد.

امام حسین(ع) در مقابل ظلم و جورِ حکومتِ نا حق یزید فرمودند «هیئت من الذله» و سر فرود آوردن در مقابل طاغوت زمان را ذلت و خواری برشمردند.

این سخن امام حسین(ع) در این ایه از قرآن کریم ریشه دارد که: لَقَداَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنـَت‌ِ واَنزَلنا مَعَهُم‌ُ الكِتـَب‌َوالمیزان‌َ لِیَقوم‌َ النّاس‌ُ بِالقِسطِ واَنزَلنَا الحَدیدَ فیه‌ِبَأس‌ٌ شَدیدٌ ومَنـَفِع‌ُ لِلنّاس‌ِ ولِیَعلَم‌َ اللّه‌ُ مَن یَنصُرُه‌ُ ورُسُلَه‌ُ بِالغَیب‌ِ اِن‌َّ اللّه‌َ قَوی‌ُّ عَزیز; (حدید،25)
ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم‌، و با آن‌ها كتاب آسمانی‌ و میزان شناسایی حق و قوانین عادلانه نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند و آهن را نازل كردیم كه در آن قوت شدیدی است‌، منافعی برای مردم‌، تا خداوند بداند چه كسی او و رسولانش را یاری می‌كنند، بی‌آن كه او را ببینند، خداوند قوی و شكست‌ناپذیر است‌.

از آیه مذكور بر می‌آید كه خداوند متعال پذیرش ظلم از ناحیه انسان را سرزنش كرده و تأكید می‌كند كه انسان در برابر بی‌عدالتی و ظلم نباید ساكت شود،بلكه قرآن كریم در جایی دیگر عزت را تنها از آن خدا و رسول و مؤمنان می‌داند و می‌فرماید: «... ولِلّه‌ِ العِزَّة‌ُ ولِرَسولِه‌ِ ولِلمُؤمِنین‌َ ولـَكِن‌َّ المُنـَفِقین‌َ لا یَعلَمون‌; (منافقون‌،8)...و عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است‌; ولی منافقان نمی‌دانند.»

در روایات اسلامی نیز تأكید شده كه مؤمن حق ندارد ذلت را بپذیرد،چنان كه پیامبر گرامی‌می‌فرماید: «هیچ مؤمنی حق ندارد نفس خود را ذلیل و خوار بشمارد.»

حضرت علی (ع) ‌به امام حسین (ع) ‌وصیت فرمود: «نفست را از هر زبونی و پستی دور بدار هر چند تو را به نعمت‌های بی‌شمار رساند; زیرا هرگز برابر آن چه از نفس خویش صرف می‌كنی به عوض نخواهی یافت و بنده دیگری مباش كه خداوند تو را آزاد گردانیده است‌.»

بنابراین‌، امام حسین(ع)‌كه پرورش یافته و از خاندان عصمت و طهارت است‌، در مقابل ظلم و ستم‌های دشمنان اسلام و پیامبر گرامی‌از خود ذلت نشان نداد.

در روزگار کنونی ذلت واقعی ننگ همراهی و هم پیالگی با کشوریست که خون میلیون ها انسان از زن و مرد کودک و پیر و جوان از دستانش میچکد و حیله گری و ظلم و ستم او بر مردمان جهان پوشیده نیست. لذا در انقلاب های اخیر منطقه و در موج های سهمگین بیداری اسلامی شعار «هیهات من الذله» را بسیار شنیده ایم و می شنویم چرا که مردم این کشور ها به خوبی درک کرده اند که همراهی و دوستی با منفور ترین و ظالم ترین کشور جهان عین ذلت و خواری است.

از جمله پیام های دیگر امام حسین ع این سخن است که «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» بدین معنی که هر فرد جدای از اینکه پیرو کدام مسلک و مرام و دین باشد اگر به باطن و فطرت و وجدان خویش رجوع کند میتواند حق را از باطل بشناسد و این امر او را در جهت شناسایی و  دفاع از حق و غلبه ی بر ظلم و نا حق یاری مینماید.آزادگی یعنی توسل جستن به فطرت و جدان درونی و انتخاب راه حق.

این جمله بدین معناست که بسیاری از کسان هستند که خود را در لباس و لوای دین پیچیده و به آن تظاهر میکنند اما از طریق فطرت و وجدان خارج شده اند و آزادگی را به کناری افکنده اند. تمامی کسانی که در مقابل امام حسین (ع)  صف کشیدند و ریختن خون او و خاندان پاکش را مباح شمردند «مسلمان» بودند. نماز می خواندند، روزه می گرفتند، قرآن می خواندند، ظاهرشان مسلمان بود، تسبیح به دست و ریش ها تا چهار انگشت و به خیال خود حتی آمده بودند جهاد کنند... آداب مسلمانی را داشتند اما مرام مسلمانی را خیر! مرام مسلمانی آزادگیست، آزادگی از بند طاغوت ... آزادگی از چنگال منیت ها، غرور ها و جاهلیت ها. آنها مسلمان بودند اما آنقدر ضعیف که رشته ی مسلمانی شان با سنگینی چند سکه گسست... مسلمان بودند اما مسلمانانی که دینشان را به دنیایشان فروختند... و تنها دلیل نامسلمانیشان شد عدم آزادگی در برابر طاغوت...

این روزها طاغوت برای خودش تجسمی دارد و هرکس جزء اعوان انثار آن می شود از طریق آزادگی به دور می افتد... این روزها تجسم طاغوت امریکاست و هر دولتی که به دامانش دست یازیده محکوم به شکست شده از حسنی مبارک گرفته تا قذافی همگی به جرم تولی به طاغوت و عدم تبری از آن محکوم به شکست شده اند و می رسد روزی که نوبت آل خلیفه و بعد هم نوبت بزرگترین نوکر آمریکا آل سعود شود.آل خلیفه و خصوصا آل سعود که مدعی خادمی ام القریِ اسلام است ودم از مسلمانی میزنند از اسلام جز پوستینی پوسیده بر تن ندارند که همان را هم بر تن کرده اند تا جسم پلید و متعفن خود را که کرم طاغوت آن را خورده است بپوشانند. لذا مسلمانی شان تنها استوار بر آداب ظاهریست، نه مغزی دارد و نه متکی بر آزادگی و رهایی از ظلم و طاغوت است.

پیام هایی که امام حسین (ع)  در آن شرایط به دوستان و خویشان و خانواده ی خود می داد پس از گذشت ۱۴ قرن بهترین راهنما و چراغ راه قیام کنندگان در برابر طاغوت های زمان است . اما حسین(ع) می فرماید: «مرگ در مسیر عزت حیات جاودان است» و از این منظر تمامی مجاهدان را به بذل جان خویش در راه عقیده و آرمان و عدم تظلم در برابر طاغوت های جور و ستم زمان فرا می خواند و ایشان را به حیات ابدی که نصیب مجاهدین راه حق است مژده می دهد.

همچنین امام حسین(ع) خطاب به خواهر بزرگوار خود می فرمایند: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد» و در این راستا تمامی مجاهدین را به صبر و پایداری و استقامت جهت نیل به اهداف بلند خویش فراخوانده و کم صبری و ناامیدی در این راه را از ناحیه ی شیطان میداند. چرا که طاغوت های زمانه همگی ساخته ی دستان شیطان هستند و شیطان تاب تحمل قیام آزادی خواهان و عدالت طلبان را در برابر ساخته ی دست خویش ندارد لذا به هر حربه ای متوسل می شود تا صبر و استقامت پایمردان راه حق را که هدفشان فرونشاندن و به خاک کشانیدن طاغوت هاست را متزلزل کرده و آن ها را از نیل به این هدف باز دارد. خواه به ضرب شمشیر و تیر و کمان باشد خواه با تیزی نیزه و خواه با تیر سه شعبه و عمود آهن و خواه با به آتش کشیدن خیمه ها و بستن دست ها و خرابه نشین کردن و خواه به مجلس بزم بردن و تشت زرین نشان دادن و خواه .... خواه با تیر و تفنگ و گلوله و زندان و شکنجه و  قتل عام و گاز اشک آور و ... طاغوت تمام تلاش خود را برای متزلزل کردن صبر وپایداری مجاهدین به کار میبندد حال با هر حربه ای که به دستش در آید، فرقی نمی کند.

امام (ع) در آخرین لحظات قبل از شهادت می فرمایند: «خداوندا من تسلیم امر تو هستم و معبودی جز تو نمی شناسم و نمی پرستم و تو فریاد رس فریاد رسانی» نکته ای که امام در این سخنان به مجاهدین و عدالتخواهان توصیه میکند این است که تنها کسی که شایسته ی سر فرود آوردن و تسلیم شدن است خداوند و معبود حیقیقی انسان هاست.کسی که سر در برابر معبود فرو می آورد سر فراز به آسمان می شتابد. در حقیقت عبودیت در مقابل پروردگار موجب سر فرازی و عبودیت در برابر طاغوت موجب خواری و زبونی است و نمونه ی آن رااین روزها به خوبی در سرانجام سرنهادگان به دربار طاغوت زمان دیده ایم و روشن ترین مثال آن قذافی و سرانجام  او که همه به خفت و زبونی و خواری او در زمان مرگ اشاره می کنند.

مسئله دیگری که جزو درس های قیام عاشوراست ضرورت برعهده گرفتن گوشه ای از مسئولیت ها و تقسیم آنها برای نیل به پیروزی است که این را می توان از کارکرد هر فرد در سپاه امام حسین (ع)  برداشت کرد. در آن سپاه، حسین(ع) فرمانده است و هرکس اذن رفتن به میدان را از او باز می جوید و ابالفضل(ع) علمدار است و سقا و باقی، رزمندگان اند  و علی اصغر وظیفه اش تمام کردن اتمام حجت است و  زینب (س) ستون اصلی خیمه ها و تکیه گاه بازماندگان و مرهم درد های سوختگان و سجاد(ع) مفسر و مبلغ کربلا و ... در سپاه حسین (ع) هر کس وظیفه ای بر دوش گرفته ، استقامت در برابر طاغوت، کوچک و بزرگ و پیر و جوان و شیرخواره و زن و بچه و کودک سه ساله نمی شناسد... هرکس به قدر طاقتش در برابر طاغوت می ایستد و می شود خار چشم دشمنان.

و در زمانه حاضر ایستادگی در برابر طاغوت سهم همه ماست چه با قلم، چه با دوربین، چه با سنگی که به سوی تانک های سعودی پرتاب می کنیم و چه نفس سوخته ای که در دود گازهای اشک آور می کشیم چه با چادرهایی که در کوچه ها به خاک و خون می کشیم و چه با گلوله هایی که با سینه مان سپرشان می شویم و چه با تمام استخوان هایمان که زیر ماشین های نظامیان مزدور طاغوت شکسته می شوند و چه با فریاد هایی که از حنجره ی مان بر می خیزد و چه و چه وچه... و اینها تقسیم مسئولیت های ماست که برگرفته از درس های عاشوراست و این روزها خوب با جان و دل درکش می کنیم ...

و در پایان قیام حسین(ع) به ما می آموزد که مولا نیامده بود که دشمن را به زور شمشیر و نیزه و تیر و کمان بکشد و بر او پیروز شود  حسین آمده است تا با خون خود سیلابی به پا کند که در طول تاریخ پایه کاخ های طاغوت زمانه را سست کند و آنها را در هم بپیچد و چه نیکو شریعتی در مورد شهادت مولا حسین(ع) می نویسد: امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى ‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى ‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏ گردد و موعظه‏ ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نمى ‏افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى ‏شد كرد، انجام مى ‏دهد. ثمره شهادت امام حسین‏ علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى‏ سبیل ‏الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى ‏كند.

پس مهم ترین وظیفه هر کس قبل از هرگونه اقدام در برابر طاغوت پذیرفتن قلبی عدم ولایت طاغوت و «نه» گفتن در برابر آن است. و پس از آن وظیفه اقتضا می کند که در برابر ظلم و انحطاط و انحراف ایستاد حتی اگر به قیمت جان و به قیمت خون عزیز ترین کسان تمام شود. در زمانی که نهال آزادی و رهایی و نظام اسلامی خون میخواهد نباید حتی از آخرین قطره های خون که از ورید گردن میچکد هم دریغ کرد و با نثار این خون ها بیش از پیش طاغوت را رسوار کرد و حسین (ع) به همگان آموخته تا زمانی که اثبات چهره ی شوم طاغوت  در برابر چشمان جهانیان صورت نپذیرد پیروزی معنایی ندارد و اثبات کردن این قضیه تنها یک چیز میطلبد و آن فدا کردن جان ها و بذل قطره قطره خون هاست، و آنجایی که این مهم صورت یافت نهالی از پیروزی حقیقی حق علیه باطل سر بر می آورد که حتی بزرگ ترین طاغوت ها هم توانایی ریشه کن کردن آن را ندارند.و اینگونه می شود که خون بر شمشیر پیروز می گردد ...«و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون»


موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,

بی شک انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در حرکت بیداری جهان اسلام به شمار می رود. این حرکت که در تاریخ معاصر از سوی شخصیت هایی چون سیدجمال الدین اسدآبادی آغاز شد، به مرور گسترش یافت و تحولاتی را در جهان اسلام به دنبال داشت. اما دگرگونی تعیین کننده و موثر در این جریان، انقلاب اسلامی ایران بود که توانست روح عزت و شجاعت را به ملت های مظلوم تزریق کند و آگاهی آنان را نسبت به سیاست های قدرت های سلطه گر افزایش دهد. به مناسبت ایام دهه فجر در همایشی تحت عنوان «تاثیر انقلاب اسلامی بر بیداری اسلامی در جهان» ابعاد این تاثیر بررسی شد. این همایش روز چهارشنبه با حضور صاحب نظران در محل پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

انقلاب اسلامی، جهان اسلام را از انفعال خارج کرد
رئیس بنیاد ترجمه و نشر معارف اسلامی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در این همایش طی سخنانی با عنوان «انقلاب اسلامی و گسترش هویت دینی و معنویت»، اظهار داشت: انقلاب اسلامی با طرح نظریه ها و ابتکاراتی چون نوع حکومت اسلامی، ولایت فقیه و مردم سالاری دینی، جهان اسلام را از حالت انفعالی در مقابل دنیای غرب خارج کرد. به گزارش مهر حجت الاسلام اصغر صابری با اشاره به پیشینه درخشان امت اسلامی گفت: بعد از بعثت پیامبر(ص) جامعه عربستان که محل پیدایش اسلام بود، با یک تحول عظیم و بی نظیر مواجه شد و مردم از حالت بدوی به دوره تمدن اسلامی پا گذاشتند و با گذشت زمان علم و اندیشه و معنویت در جوامع اسلامی رونق یافت و در قرن ۴ و ۵ به اوج رسید. وی با اشاره به این که پس از این دوران شکوهمند، شاهد افت و خمودی و رکود در میان جوامع اسلامی هستیم و تا زمان بروز جنگ های صلیبی و زوال خلافت عثمانی این رکود را مشاهده می کنیم تصریح کرد: تفاوت عمده حرکت های صد ساله اخیر چه در داخل کشور و چه خارج از کشور این بود که هر حرکتی که ناشی از اندیشه ها و باورهای دینی مردم بود توانست در حیات اجتماعی و سیاسی جوامع سنتی نقش ایفا کند. صابری در ادامه با مقایسه انقلاب های بزرگ جهان با انقلاب اسلامی ایران، گفت: انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب الجزایر هر کدام با رویکرد خاص به وجود آمدند. انقلاب فرانسه بیشتر جنبه مبارزه علیه بورژوازی داشت و علیه ظلم و ستم در آن جنگیده می شد و در نهایت منجر به خلع لویی شانزدهم از قدرت شد. این انقلاب در ۱۰ سال اول دچار هرج و مرج شد و نتوانست آ ن طور که باید و شاید به اهداف خود دست یابد. رئیس بنیاد ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افزود: در انقلاب الجزایر نیز اگرچه دین نقش داشته ولی نقشی ابزاری بوده است. اندیشمندان و صاحب نظران، انقلاب ایران را به عنوان انقلابی مبتنی بر باورها و اعتقادات دینی مردم معرفی می کنند. صابری در ادامه خاطرنشان کرد: با گذشت انقلاب اسلامی و شروع دوران تک قطبی که جهان را به صورت تک قطبی می انگاشت، نظریه معتقد به نظام تک قطبی با انقلاب اسلامی دچار چالش شد. در بحث مدرنیته نیز تلقی غرب و اندیشمندان این بود که یک جامعه نمی تواند هم مدرن باشد و هم دینی. انقلاب اسلامی ایران و نظام اسلامی ایران خط بطلانی بر این نظریه نیز به شمار می رود. وی در پایان گفت: با پیروزی انقلاب اسلامی نهضت های گوناگونی در جاهای مختلف دنیا از جمله سودان، لبنان، فلسطین و الجزایر به وجود آمد و از انقلاب اسلامی ایران درس گرفتند. تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، جوامع اسلامی حالت تدافعی داشتند. دنیای غرب در حال مبارزه با جهان اسلام بود. انقلاب ایران با طرح نظریه ها و ابتکاراتی چون نوع حکومت اسلامی، ولایت فقیه، مردمسالاری دینی و به وجود آوردن مجمع تقریب، جهان اسلام را از این انفعال خارج کرد.

انقلاب اسلامی ایران موج جدیدی از بیداری اسلامی ایجاد کرد
مدیر گروه فلسفه سیاسی انجمن مطالعات سیاسی پژوهشگاه علوم و اندیشه سیاسی هم در سخنانی گفت: وقوع انقلاب اسلامی باعث شکل گیری موج جدیدی از بیداری اسلامی است. حجت الاسلام دکتر مهدی امیدی که با موضوع انقلاب اسلامی و تاثیر آن بر اصلاح نظام های حکومتی در جهان اسلام سخنرانی کرد، با اشاره به این که در بحث وی ۲ موضوع مورد توجه خواهد بود، گفت: موضوع اول موردنظر در این بحث تحولات مناطق مختلف دنیا پس از انقلاب اسلامی است و موضوع دیگر گفتمان انقلاب اسلامی و علت جذابیت آن. وی تصریح کرد: عبدالمجید شرفی در کتاب خود با عنوان مستقبل الاسلام فی الغرب و الشرق به گفت وگو با هافمن اسلام شناس آلمانی می پردازد و در این گفت وگوها نکاتی قابل دریافت است. امیدی تصریح کرد: شرفی می گوید جهان اسلام قرن هاست دچار رکود شده و هیچ امیدی به آینده وجود ندارد و باید منتظر رستاخیز بود. اصلا هیچ گونه اجماعی بر سر مسائل مرتبط با سیاست و قانون وجود ندارد و اسلام در برابر تحولات سریع مدرنیته ضعف دارد و ضعیف شده است. وی گفت: فضای ترسیمی هافمن نیز فضای قابل تاملی است. او می گوید جهل و کم سوادی در جهان اسلام وجود دارد و زنان به عنوان جنس دوم در آن مطرح هستند. قطعا انقلاب اسلامی توانسته این فضا را تغییر دهد. امیدی تاکید کرد: انقلاب صنعتی، کشف نفت و حضور صهیونیست ها در خاورمیانه و حمله ناپلئون به مصر باعث می شود مسلمانان متوجه خطرات تمدن غرب بشوند. برای مقابله با این تهدیدات راه حل هایی ارائه شد که هیچ کدام نتوانست به نتیجه برسد و به نوعی باعث تنش گسترده در جهان اسلام شد و متصدیان احساس کردند با خطر فروپاشی نهضت اسلامی روبه رو هستند و لذا جنبش های مذهبی و سیاسی پس از ناکامی دولت عثمانی شکل گرفتند. این پژوهشگر حوزه علوم سیاسی در ادامه افزود: نحله های گوناگونی پس از بیداری جهان اسلام شکل گرفت. شکل اول این نحله ها ماهیتی غرب گرا دارند و منشاء آن اعزام افرادی برای تحصیل و یادگیری اصول نظامی از غرب توسط دولت عثمانی بود. هم چنین حمله ناپلئون به مصر و نشاندن محمد علی پاشا به جای قدرتمندان محلی منصوب دولت عثمانی نیز باعث به تخت نشاندن شخصیت های غربی بود. امیدی خاطرنشان کرد: از این رو جریان حمله به میراث عربی و ورود واژگان جدید غربی همچون ناسیونالیسم رواج می یابد. در این دوران انواع عربگرایی شکل گرفت که عرب گرایی تندرو، عرب گرایی لیبرال، عرب گرایی ناصری و عرب گرایی بعثی و جنبش ملی گرایی دانشجویان فلسطینی در دانشگاه بیروت از این جمله به شمار می روند. وی افزود: نحله دیگر، نحله اسلام گرایی به رهبری سید جمال الدین اسدآبادی است. شاگردان او از جمله محمد عبده و حسن البناء که موسس اخوان المسلمین است نیز در این نحله جای می گیرند. وی تصریح کرد: وقوع انقلاب اسلامی باعث شکل گیری موج جدیدی از بیداری اسلامی است. از این به بعد شاهد هستیم که نحله های فکری خود را بازسازی کردند و نحله های جدیدتری نیز شکل گرفتند. جنبشهای آزادی بخش و هم چنین جنبشهای اسلامی در کشورهایی چون مصر، عربستان، سوریه، عراق، اندونزی و کشورهای حاشیه خلیج فارس متاثر از انقلاب اسلامی ایران هستند. وی در پایان خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی ایران با تغذیه فکری سیاسی و فرهنگی، تقویت روحی و روانی، ایجاد اطمینان به پیروزی و انتقال روشهای مبارزاتی توانسته بر جنبش های معاصر اعم از اسلامی و آزادی بخش تاثیر بگذارد.

انقلاب اسلامی غرور و عزت مسلمانان را افزایش داد
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز گفت: دمیده شدن روح جدید در جهان اسلام، ایجاد عزت نفس و غرور ملی و ایجاد فضای اخوت و برادری میان مسلمانان از جمله تاثیرات ماندگار و کلان انقلاب اسلامی بر جهان عرب بوده است. دکتر علی اکبر علیخانی رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، که در این همایش با عنوان «انقلاب اسلامی و گسترش بیداری اسلامی در مجامع فکری اهل سنت» سخنرانی می کرد، اظهار داشت: اسلام گراها به دو دسته سنتی و روشنفکری دینی تقسیم می شوند. گرایش سنتی به ۵ گروه تقسیم می شود که عبارتند از: رویکرد تشکیلاتی، رویکرد اصلاح طلبانه، رویکرد سلفی، رویکرد انقلابی و رویکرد فقهی. وی یادآور شد: رویکرد اسلامی معتقد است دنیای اسلام باید به آموزه های اسلام اولیه برگردد. در مقابل این دیدگاه غیر اسلام گراها معتقدند که خیلی نمی توان از اسلام برای جهان امروز بهره برد و اسلام دینی برای آخرت است. متفکران غیر اسلام گرا در جهان عرب به دو دسته سکولار و مارکسیست تقسیم می شوند. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه تصریح کرد: اسلام گراهای روشنفکر در جهان عرب را می توان به سه رویکرد تقسیم کرد که عبارتند از رویکرد فلسفی، رویکرد اندیشه ای و رویکرد فرهنگی و تبلیغی. در رویکرد فلسفی می توان به افرادی چون حسن حنفی، محمد عابد الجابری و ابوزید اشاره کرد. در میان متفکران رویکرد اندیشه ای راشد الغنوشی را می توان برشمرد. معتقدان به این رویکرد برخلاف متفکران خیلی به مباحث پایه نمی پردازند و طرح مسائل هنجاری را در دستور کار خود قرار می دهند. وی افزود: در میان متفکران غیر اسلام گرای سکولار نیز می توان همین تقسیم بندی را مشاهده کرد. آن ها نیز به سه رویکرد فلسفی، اندیشه ای و فرهنگی- تبلیغی قابل تقسیم هستند که در طیف فرهنگی و تبلیغی می توان به روزنامه نگاران اشاره کرد. این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: در مورد تاثیر انقلاب اسلامی بر متفکران جهان عرب می توان علاوه بر خود پدیده انقلاب اسلامی به سه دوره سال های۵۷ تا ۶۷، ۶۷ تا ۷۷ و ۷۷ تا ۸۷ اشاره کرد که هر دوره تاثیر خاص خود را بر متفکران جهان عرب داشته است. علیخانی تاکید کرد: انقلاب اسلامی ایران دو تاثیر کلان و خاص بر متفکران جهان عرب بر جای گذارد. تاثیرات کلان تاثیراتی است که هنوز هم در میان آن ها باقی مانده است. دمیده شدن روح جدید در جهان اسلام، ایجاد عزت نفس و غرور ملی، کاستن از احساس تحقیر مسلمانان در مقابل دنیای غرب، ایجاد فضای اخوت و برادری میان مسلمانان، ایجاد امید به آینده در میان مسلمانان برای ایجاد تمدن اسلامی و پررنگ شدن نقش دین در روابط بین الملل از جمله تاثیرات ماندگار و کلان انقلاب اسلامی بر جهان عرب بوده است.


موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,

بیانات در اجلاس بین‌المللی بیدارى اسلامى‌

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

السّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلوة والسّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین و صحبة المنتجبین.

 قال اللَّه العزیز الحكیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرین و المنافقین انّ اللَّه كان علیماً حكیماً. واتّبع ما یوحى الیك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبیراً. و توكّل على‌اللَّه و كفى باللَّه وكیلاً».

 به حضار گرامى و میهمانان عزیز خوشامد میگویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده، بیدارى اسلامى است؛ یعنى حالت برانگیختگى و آگاهى‌اى در امت اسلامى كه اكنون به تحولى بزرگ در میان ملتهاى این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهائى را پدید آورده كه هرگز در محاسبه‌ى شیاطین مسلط منطقه‌اى و بین‌المللى نمى‌گنجید؛ خیزشهاى عظیمى كه حصارهاى استبداد و استكبار را ویران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.

 شك نیست كه تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متكى به پشتوانه‌هاى تاریخى و تمدنى و محصول تراكم معرفتها و تجربه‌ها است. در صدوپنجاه سال اخیر حضور شخصیتهاى فكرى و جهادى بزرگ جریانساز اسلامى در مصر و عراق و ایران و هند و كشورهاى دیگرى از آسیا و آفریقا، پیش‌زمینه‌هاى وضع كنونى دنیاى اسلامند.

 همچنانكه تحولات دهه‌هاى پنجاه و شصت میلادى در تعدادى از این كشورها كه به رژیمهاى غالباً متمایل به تفكرات و ایدئولوژیهاى  مادى منتهى شد و به اقتضاى طبیعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استكبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربه‌هاى درس‌آموزى‌اند كه سهم وافرى در شكل دادن به اندیشه‌ى عمومى و عمیق كنونى دنیاى اسلام دارند.

 ماجراى انقلاب كبیر اسلامى در ایران كه در آن به تعبیر امام خمینى عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشكیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش‌رونده‌ى جمهورى اسلامى و تأثیر آن در بیدارى اسلامى امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقى است كه یقیناً فصل مشبعى در تحلیل و تاریخ‌نگارى  وضعیت كنونى دنیاى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.

 حاصل آنكه حقایق رو به افزایش كنونى در دنیاى اسلام، حوادث بریده از ریشه‌هاى تاریخى و زمینه‌هاى اجتماعى و فكرى نیستند تا دشمنان یا سطحى‌نگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثه‌اى در سطح بینگارند و با تحلیلهاى انحرافى و غرض‌آلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.

 من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روى سه نقطه‌ى اساسى درنگ كنم:

 1- نگاهى اجمالى به هویت این قیامها و انقلابها.

 2- خطرات و آسیبهاى بزرگى كه بر سر راه آن قرار دارد.

 3- پیشنهادهائى در علاج‌جوئى و پیشگیرى از آسیبها و خطرها.

 1- در موضوع اول، به نظر من مهمترین عنصر در این انقلابها، حضور واقعى و عمومى مردم در میدان عمل و صحنه‌ى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلكه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصله‌ى عمیقى است میان چنین حضورى با قیامى كه به وسیله‌ى یك جمع نظامى یا حتى یك گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بى‌تفاوت مردم یا حتى مورد رضایت آنان انجام میگیرد.

 در حوادث دهه‌ى پنجاه و شصت در تعدادى از كشورهاى آفریقا و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى كشورها، كه دستجات كودتاگر یا هسته‌هاى كوچك و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل كردند و آنگاه كه خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض كردند، انقلابها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن كشورها تسلط یافت. این بكلى متفاوت است با تحولى كه بر دوش توده‌ى مردم است و آنهایند كه جسم و جان خود را به میدان مى‌آورند و با مجاهدت و فداكارى، دشمن را از صحنه بیرون میرانند.

 در اینجا این مردم‌اند كه شعارها را میسازند، هدفها را معین میكنند، دشمن را شناسائى و معرفى و تعقیب میكنند، آینده‌ى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسیم میكنند و در نتیجه اجازه‌ى انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشكار و آلوده و به طریق اولى به عوامل نفوذى دشمن نمیدهند.

 در حركت مردمى ممكن است كار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولى از سطحى‌گرى و ناپایدارى به دور است؛ كلمه‌ى طیبه‌اى است مصداق كلام خداوند كه فرمود:

 «ألم تر كیف ضرب اللَّه مثلاً كلمة طیّبة كشجرة طیّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء». من وقتى پیكر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم، یقین كردم كه این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتى را بگویم: پس از پیروزى انقلاب اسلامى و تشكیل نظام اسلامى در ایران كه زلزله‌ى عظیمى را در حكومتهاى دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملتهاى مسلمان را در جوش و خروشى بى‌سابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم كه مصر پیش از همه جا به پا خیزد. سابقه‌ى جهاد و روشنفكرى و تربیت شخصیتهاى بزرگ مجاهد و متفكر در مصر، این توقع را در دل ما برمى‌انگیخت. اما از مصر صداى واضحى شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میكردم: اَراكَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُك الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ علیك و لا امرٌ

 وقتى ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهاى مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم. ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:

 بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولكنَّ مِثلى لایُذاعُ لهُ سِرٌّ

 این سرّ مقدس؛ یعنى انگیزه و عزم قیام، بتدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شكل گرفت و در لحظه‌ى مناسب تاریخى، عریان در صحنه‌اى پرشكوه به میدان آمد.

 تونس و یمن و لیبى و بحرین هم دقیقاً محكوم به همین حكمند؛ «و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً.»
در چنین انقلابهائى، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانیفستهاى پیش‌ساخته‌ى گروهها و حزبها، بلكه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبیت میشود.

 با این محاسبه بروشنى میتوان تشخیص داد كه اصول انقلابهاى كنونى منطقه، مصر و دیگر كشورها، در درجه‌ى اول اینها است:

 احیاء و تجدید عزت و كرامت ملى كه در طول زمان با دیكتاتورى حاكمان فاسد و با سلطه‌ى سیاسى آمریكا و غرب، در هم شكسته و پایمال شده است.

 برافراشتن پرچم اسلام كه عقیده‌ى عمیق و دلبستگى دیرین مردم است و برخوردارى از امنیت روانى و عدالت و پیشرفت و شكوفائى‌اى كه جز در سایه‌ى شریعت اسلامى به دست نخواهد آمد.

  ایستادگى در برابر نفوذ و سلطه‌ى آمریكا و اروپا كه در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این كشورها وارد آورده‌اند.

 مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلى صهیونیست كه استعمار چون خنجرى در پهلوى كشورهاى منطقه فرو برده و وسیله‌اى براى ادامه‌ى سلطه‌ى اهریمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمین تاریخى خود بیرون رانده است.

 بى‌شك این حقیقت كه انقلابهاى منطقه متكى به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمریكا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همه‌ى تلاش خود را به كار میبرند تا آن  را انكار كنند، ولى واقعیت با انكار آن دگرگون نمیشود.

 مردمى بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشكیل هویت آنها است. قدرتهاى خارجى كه با آخرین توانائیها و شگردهاى خود سعى میكردند حكام مستبد و فاسد و وابسته را در این كشورها حفظ كنند و تنها هنگامى از حمایت آنها دست برداشتند كه قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزى این انقلابها سهیم بدانند. در جائى مانند لیبى هم، ورود و دخالت آمریكا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب كند. در لیبى، ناتو ضایعه‌هاى بى‌جبران آفریده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمریكا نبود، ممكن بود مردم اندكى دیرتر پیروز شوند، ولى در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد؛ این همه نفوس بى‌گناه از زنان و كودكان كشته نمیشدند و آنگاه دشمنانى كه خود سالها همراه و همدست قذافى بوده‌اند، مدعى حق دخالت در این كشور مظلوم و جنگ‌زده، نمیشدند.

 مردم و نخبگان مردمى و كسانى كه از مردم برآمده‌اند، خود صاحبان این انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسیم‌كننده‌ى مسیر آینده و رو به تكامل آن میباشند و خواهند بود ان‌شاءاللَّه.

 2- در موضوع آسیبها و خطرها. نخست باید تأكید كنم كه خطر هست، ولى راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید كه : «انّ كید الشّیطان كان ضعیفا». خداوند درباره‌ى گروهى از مجاهدان صدر اسلام میفرماید: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكیل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم یمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظیم».

 خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.

 ما با این خطرها پس از پیروزى انقلاب اسلامى روبه‌رو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه كردیم و به خواست خدا و رهبرى امام خمینى و بصیرت و فداكارى مردممان، از بیشتر آنها بسلامت گذشتیم. البته توطئه‌ها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد.

 من این آسیبها را به دو قسم میكنم: آنها كه در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهاى ما بر میخیزد، و آنها كه دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزى میكند.

 دسته‌ى اول، چیزهائى از این قبیل است: احساس و گمان اینكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و دیكتاتور، كار تمام شد. راحتىِ خیالِ ناشى از احساس پیروزى و به دنبال آن كم شدن انگیزه‌ها و سست شدن عزمها، نخستین خطر است. و آنگاه این خطر مهیبتر میشود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.

 ماجراى جنگ اُحد و غنیمت‌جوئى مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، یك نمونه‌ى نمادین است كه هرگز نباید از یادها برد. مرعوب شدن از هیمنه ظاهرى مستكبران و احساس ترس از آمریكا و دیگر قدرتهاى مداخله‌گر، آسیب دیگرى از این دسته است كه باید از آن پرهیز كرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون كنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمایتهاى آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگرى است كه به طور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از كید او كه در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و كمك پنهان میشود، باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جن و انس، باید همه‌ى ذخائر الهى در وجود خود را به كار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبهه‌ى مبارزه، نیز آفتى بزرگ است كه با همه‌ى توان باید از آن گریخت.

 آسیبهاى دسته‌ى دوم را غالباً ملتهاى این منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستین آسیب، بر روى كار آوردن عناصرى است كه خود را متعهد به آمریكا و غرب میدانند. غرب میكوشد پس از سقوط ناگزیر مهره‌هاى وابسته، اصل سیستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ كند و سر دیگرى را بر روى این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطه‌ى خود را همچنان ادامه دهد. این به معناى هدر رفتن همه‌ى تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیارى  مردم مواجه شوند، میكوشند تا بدیلهاى انحرافى گوناگون در پیش پاى نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدلهاى حكومتى و قانون اساسى‌هائى باشد  كه كشورهاى اسلامى را بار دیگر در دام وابستگى فرهنگى و سیاسى و اقتصادى به غرب بیفكند، و میتواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالى و رسانه‌اى یك جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریانهاى اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنى بازگرداندن سلطه‌ى غرب و تثبیت مدلهاى نوسازى شده‌ى غربى و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط آن‌ها بر اوضاع است.

 اگر این تاكتیك نیز به نتیجه نرسد، تجربه‌ها به ما میگوید كه آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلى میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتى میان ملتها و دولتهاى همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحریم و بلوكه كردن سرمایه‌هاى ملى و نیز هجوم همه جانبه‌ى تبلیغاتى و رسانه‌اى را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید كردن مردم و مردد و پشیمان كردن مبارزان است، كه میدانند در این صورت، شكست دادن انقلاب، ممكن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام كردن برخى از آنان و از سوئى خریدن كسانى از سست‌عنصران، نیز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعیان تمدن و اخلاق است.

 در ایران اسلامى، اسناد لانه‌ى جاسوسى كه به دست انقلاب افتاد، نشان داد كه همه‌ى این توطئه‌ها، بدقت از سوى رژیم ایالات متحده‌ى آمریكا براى ملت ایران برنامه‌ریزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاكمیت وابسته در كشورهاى انقلابى، اصلى است كه همه‌ى این روشهاى كثیف را تجویز میكند.

 3- در آخرین بخشِ سخنانم، توصیه‌هائى را بر اساس تجربه‌ى عینى خودمان در ایران و آنچه از مطالعه‌ى دقیق دیگر كشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شك نیست كه شرائط ملتها و كشورها در همه چیز یكسان نیست، ولى بیناتى وجود دارد كه میتواند براى همه مفید باشد.

 اولین سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده‌هاى مؤكد نصرت الهى در قرآن و به كارگیرى خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همه‌ى این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور كرد. البته كارى كه شما بدان همت گماشته‌اید، بسى بزرگ و سرنوشت‌ساز است. پس باید زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل كرد. امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) در خطبه‌ای فرموده است: فانّ اللَّه لم یقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهیل و رخاء و لم یجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.
 توصیه‌ى مهم آن است كه خود را همواره در میدان بدانید: «فاذا فرغت فانصب». همیشه خداوند را حاضر و كمك‌كار خود بدانید: «و الى ربّك فارغب». و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نكند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّك واستغفره انه كان توابا». اینها پشتوانه‌هاى حقیقى‌یك ملت مؤمن است.

 توصیه‌ى دیگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانى و محكمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعیضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صریح صهیونیزم؛ اینها اركان نهضتهاى امروز كشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.

 اصولتان را روى كاغذ بنویسید؛ اصالتهاى خود را با حساسیت بالا حفظ كنید؛ نگذارید اصول نظام آینده‌ى شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلابها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز میشود. هرگز به آمریكا و ناتو و به رژیمهاى جنایتكارى چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا كه زمانى دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت كردند، اعتماد نكنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نكنید؛ پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهره‌گیرى از سرچشمه‌ى فیاض اسلام به دست آورید و نسخه‌هاى بیگانه را به خودشان پس دهید.

 توصیه‌ى مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبیله‌اى و مرزى است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت كنید. تفاهم میان مذاهب اسلامى كلید نجات است. آنها كه آتش تفرقه‌ى مذهبى را با تكفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ى شیطانند.

 نظام‌سازى كار بزرگ و اصلى شما است. این كارى پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهاى لائیك یا لیبرالیسم غربى، یا ناسیونالیسم افراطى، یا گرایشهاى چپ ماركسیستى، خود را بر شما تحمیل كند.

 اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیرى براى آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائى را باید امت واحده‌ى اسلامى و ایجاد تمدن اسلامى  جدید بر پایه‌ى دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.

 آزادى فلسطین از چنگال درنده‌ى صهیونیستها نیز هدفى بزرگ است. كشورهاى بالكان و قفقاز و آسیاى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهاى ظالم نجات یابد؟

 نسل امروزِ كشورهاى اسلامى این ظرفیت را دارد كه به چنین كارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مایه‌ى افتخار نسلهاى پیشین خویش است. به قول شاعر عرب:

 قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم/كلاّ لَعمَرى ولكن منهُ شیبانٌ‌

 وَ كَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/كما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ‌

 به نسل جوان خود اعتماد كنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده كنید، و از تجربه‌هاى مجربان و پیران، آنها را بهره‌مند سازید. دو نكته‌ى مهم در اینجا وجود دارد:

 اول آنكه ملتهاى انقلاب كرده و آزاد شده، یكى از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ یعنى حاكمان با رأى مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شریعت اسلامى است. این خود میتواند در كشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شیوه‌ها و شكلهاى گوناگون تحقق یابد، ولى با حساسیت كامل باید مراقب بود كه این با دموكراسى لیبرال غربى اشتباه نشود. دموكراسى لائیك و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام كشور است، هیچ نسبتى ندارد.

 نكته‌ى دوم آن است كه اسلامگرائى نباید با تحجر و قشرى‌گرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراطهاى  مذهبى كه غالباً با خشونت كور همراه است، عامل عقب‌ماندگى و دور شدن از هدفهاى والاى انقلاب است، و این به نوبه‌ى خود مایه‌ى جدا شدن مردم و در نتیجه شكست انقلاب خواهد بود. خلاصه كنم:

 سخن از بیدارى اسلامى، سخن از یك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یك واقعیت خارجىِ مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قیامها و انقلابهاى بزرگى  را پدید آورده و مهره‌هاى خطرناكى از جبهه‌ى دشمن را ساقط كرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیال و نیازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتى كه در طلیعه‌ى سخن تلاوت شد، دستورالعمل كامل و كارسازى است؛ براى همیشه و بویژه در این برهه‌ى حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پیامبر اكرم (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مكلفیم. در این آیات، تقوا با همان معنى  بلند و گسترده‌اش، اولین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبرى كافران و منافقان، و پیروى از وحى الهى، و سرانجام توكل و اعتماد به خداوند.

 بار دیگر این آیات را مرور كنیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرین و المنافقین انّ اللَّه كان علیماً حكیماً. واتّبع ما یوحى الیك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبیراً. و توكّل على اللَّه و كفى باللَّه وكیلاً».

    والسّلام علیكم و رحمةاللَّه‌


موضوع مطلب : انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی,

صفحات وبلاگ : 1 | 2 | « 2